ویروس ها، آنتی ویروس ها و جمعیت ال یاسین

مارس 12, 2009

لا اله الا هوالحیّ القیوم

در این زمان کسانی که ایلیا را می شناسند به چهار دسته تقسیم می شوند. بخش عمدۀ آنها مردم هستند. مردمی که از طریق رسانه های تحت تصرف ادارۀ برخورد با ادیان (اِِبا) یا از طریق شبکۀ اینترنت یا کتاب تعالیم حق یا از طریق آشنایان خود، ایلیا را می شناسند. هدف اِبا (اداره طالبان) این بوده که تصویری وارونه و معکوس در اذهان عمومی از ایلیا انعکاس دهد. تصویری بسیار بدبینانه، مونتاژ شده، زشت و گمراه کننده. البته در داستان کژراهه و برنامه های تلویزیونی اخیر که تا امروز اوج تلاش اداره برخورد با ادیان )ادارۀ القاعده) بوده است، آنها به وضوح دچار «و مکروا و مکر الله» شدند زیرا تخریب آنها، در اذهان عمومی جامعه تبدیل به تبلیغ شد. بعد از نشریه کژراهه، عدۀ زیادی علی رغم عدم حضور استاد، با او عهد وفاداری بستند. عده ای کنجکاو شدند و به جستجوی حقیقت پرداختند. به سایتها رفتند، از شاگردان استاد پرس و جو کردند و سعی کردند حقیقت ماجرا را دریابند…

از اکثر مردم که بگذریم، افراد مرتبط با ایلیا به سه دسته تقسیم می شوند: دوستان، دشمنان، زخمیان.

دشمنان کسانی اند که در حال ویروس سازی هستند. هکِرها هستند. سعی دارند اطلاعات و یافته های ما را هَک کنند، تغییر دهند و جایگزین کنند. محور تلاش آنها شستشوی مغزی مردم و پیروان ایلیاست. آنها سعی می کنند از طریق طراحی و انتشار ویروس های مختلف، هاردها (مغزها)ی ما را غیرفعال کنند. ویروس ها چه هستند؟… اخبار جعل شده، شایعات کذب، دروغ های واقعیت نما که بظاهر از طرف منابع مستقل است، شکاف های ذهنی، و زخم های معرفتی. دشمنان ایلیا که پایگاه مرکزی آنها ادارۀ برخورد با ادیان (اِبا) است، هر روز ویروس های جدیدی تولید می کنند و البته درکنار این به امتداد انتشار ویروس های قبلی هم ادامه می دهند.

بعضی از ویروسهای مشهور اِبا (ادارۀ ادیان): ایلیا موجود بسیار خطرناکی است. ایلیا گمراه است و همۀ شما را گمراه می کند. ایلیا شما را سحر و افسون می کند. ایلیا شیطان است. ایلیا قدرتهای شیطانی دارد و همۀ نیروی او از شیطان است. ایلیا شیاد و کلاهبردار است. [تصور کنید که جمعیتی از خفاش های تاریکی زی به فوجی از قوهای سفید و مهاجر بگویند شما شب زده اید. شما اهل تاریکی هستید] ایلیا بدعت گذار و کافر است. ایلیا شکلی از سای بابا، کریشنا مورتی، دون خوان و راجنیش است. ایلیا می خواهد شما را مسیحی کند و خودش هم مبلغ مسیح است. ایلیا گذشته ای مسئله دار دارد. ایلیا همۀ شما را به کشتن می دهد. ایلیا نجات نمی دهد بلکه می کشد. خدایی که ایلیا به زندگی شما وارد کرده، همان که می گویید لا اله الاهو الحی القیوم، او خدای حقیقی نیست، ساختگی است. ایلیا زن ها، پسرها، دخترها و همه را برای شخص خودش می خواهد. ایلیا عامل غرب، آمریکا و استکبار جهانی است. ایلیا هیچ چیز نمی فهمد، سخنرانی ها و تعالیمش را از جای دیگری (آمریکا، اسرائیل یا شیطان) گرفته و…

اِبا (ادارۀ برخورد با ادیان) ماهها و بلکه سالهاست این ویروسها را ابداع، تولید و منتشر می کند و البته هر روز یک یا چند ویروس جدید از این «چاه ویروس» بیرون می آید. در این بین ممکن است بعضی از افرادی که آنتی ویروس های مناسب ندارند، به ویروس های اداره برخورد با ادیان (ادارۀ القاعده) آلوده شوند. آنتی ویروس ها چیست؟ تفکر، تحقیق، تحلیل، شناخت و ارتباط زنده…

کسانی که سیستم تفکری – تحلیلی آنها فاقد نرم افزارهای آنتی ویروس است، زخمی می شوند. سیستم آنها بیمار می شود. آلودگی ویروسی دارند. تزریقات اداره ادیان (ادارۀ طالبان) تا حدی آنها را بیمار کرده است که توان تفکر ندارند. نشانه ها را به خوبی نمی بینند. مرورگرهایشان تا حد زیادی از کار افتاده و قادر نیستند گذشته را مرور کنند. می ترسند. دچار بدبینی می شوند. قضاوتهای شتابزده و ناهنجار، مثل زالوهای خونخوار، مغز و تفکر آنها را در بر می گیرد.

گروه دیگر دوستان ایلیا هستند. یاران وفادار و کسانی که حقیقتاً با او در ارتباط اند. عملکرد آنها مثل آنتی ویروس هاست. نه فقط خودشان پاک هستند و آلوده نیستند بلکه وجود آنها، نظرات و حرفها و کارهای آنها، ضد ویروس است. افراد زخمی در برخورد با این ضد ویروسها، سالم تر یا کاملاً سالم می شوند. ادارۀ ویروس ها (اِبا) در مواجهه با این افراد، هر روز سعی می کند ویروسهای جدیدی را ابداع و منتشر کند. توجه کنید که آنتی ویروس ها باید به روز شوند و به روز باشند زیرا هکرها، برای تصاحب داشته ها و تخریب یافته های شما، هر روز دست به ابتکار جدیدی می زنند و ویروس های تازه ای تولید می کنند.

در میان دوستان ایلیا، عده ای دوستان دانای او هستند. مبارزان متفکر. کسانی که نه تنها وجود خودشان، ویروس کش و ضد ویروس است بلکه آنها مشغول طراحی و ابداع انواع آنتی ویروسها هستند. اینها برنامه نویس اند. برنامه های آنتی ویروس را اینها طراحی و تولید می کنند. این عدۀ کم، دائماً در حال رصد دشمن هستند و علاوه بر تدبیر تهاجم های امروز به حرکت های فردای دشمن نیز توجه دارند…

در داستان ایلیا، اصلی ترین منابع برای طراحان و تولید کنندگان آنتی ویروس، مستندات زندگی ایلیا،‌ نشانه های او، اعمال او، محصولات او و از همه مهمتر وجود اوست. هر کدام از ما به یکی از این منابع استناد کنیم قادر خواهیم بود نرم افزارهای قدرتمند آنتی  ویروس و ضد تخریب را طراحی، تولید و تکثیر کنیم.

منصورون – فرزندان ایلیا

Advertisements

عشق ایلیایی جزئی از عشق الاهیست

مارس 10, 2009

لا اله الا هوالحیّ القیوم

ما هم مثل اکثر کسانی که ایلیا را می شناسند در بارۀ قدرت خدایی او چیزها شنیده ایم و صدها بار شاهد آن بوده ایم. اما این مبنای عشق ما به ایلیا نیست. این نشانۀ بزرگی روح او و نشانۀ برخورداری او از قدرت خداست. به این دلیل نیست که ایلیا را دوست داریم بلکه به این دلیل، عظمت و بزرگی روح او را معترفیم و به او احترام می گذاریم. اگر ضعیف می شویم به نام خداوند از قدرت او قدرت می گیریم و از روح او دریافت می کنیم… 

ما هم مثل آنها که ایلیا را دیده اند و تجربه کرده اند از شعور عظیم و دانایی الهی او باخبریم و صدها مرتبه آن را تجربه کرده ایم. صدها مرتبه شاهد بوده ایم که او مسائل را به شیوه های حیرت انگیز حل می کند، شاهد بوده ایم که او معنای صداها را می داند، با جهان زنده ارتباطی زنده دارد، آنجا که نگاه خود را خیره می کند به درون چیزها می نگرد…

از حکمت امور باخبر است. راه نرفته را می داند و عاقبت کار را می خواند. ما هم می دانیم که ایلیا خوبترین و عالی ترین مشاور زندگی است. کامل ترین معلم زندگی است. راهنمایی است که با روش های آسمانی، ما را از حیطه های زمین می گذراند و با روش های زمینی چنان می کند که از آن محصولات آسمانی حاصل می شود. ما هم شاهد بودیم که طی سالهای گذشته، بارها و بارها در دهها سخنرانی عمومی، در حضور هزاران اهل فکر و فرهنگ، اهل مطالعه، محقق و نویسنده، او بارها و بارها، با صدای بلند و در پشت تریبون گفت «هر کس هر سوالی، هر سوالی، هر سوالی (در بارۀ علوم باطنی و باطن امور، در بارۀ زندگی و مسائل آن …) دارد بپرسد»…

ما هم می دانیم که ایلیا به معنای حقیقی می بیند و می شنود و می داند اما این علت عشق ما به او نیست که اگر غیر از این هم می بود ما همان عاشقان او بودیم که امروز هستیم. اگر ایلیا از قدرت خدا تهی می بود، اگر ایلیا از شعور نورانی و حکمت الهی خالی می بود، اگر بر فرض در همۀ امور ناتوان و در همۀ مسائل بی خبر بود باز هم ما عاشقان او بودیم. عشق ایلیایی ما انعکاسی است از عشق الهی ما.

ما به ایلیا عشق می ورزیم زیرا به خدای ایلیا، خدایی که زنده و حاضر است عشق می ورزیم. عشق ایلیایی ما از جنس عشق الاهیست. ریشه در نامحدود دارد، دلایل ساختگی ندارد، آتشین است، سرشار از وفاداری و خدمت است، معامله گرانه نیست، دلالانه نیست، تعریف نمی شود، تحلیل نمی شود، به بند کشیده نمی شود…

چون سخن در وصف این حالت رسید             هم قلم بشکست و هم کاغذ درید

برای ما، عشق به ایلیا، عشق به خدایی است که از طریق او یافته ایم و شناخته ایم. خداوند زنده و حاضری که او ما را به آن پیوند داد و برای ما به کشف درآورد…

عاشقی گر زین سر و گر زآن سر است               عاقبت ما را بدان شه رهبر است

ما تا ابد از ایلیا سپاسگزاریم. با همۀ زندگی مان، با همۀ روح و جان و نفس هایمان و تا ابد قدر تعلیمات زنده کننده و جواهرآسای او را می دانیم. ایلیا، روح ما، به تو اطمینان می دهیم که تا ابد سپاسگزار و قدردان تعلیمات تو خواهیم بود.

شاد باش ای عشق خوش سودای ما                   ای طبیب جمله علتهای ما

   ای دوای نخوت و ناموس ما                            ای تو افلاطون و جالینوس ما

اما عشق ما به ایلیا به این دلیل هم نیست که او ما را متوجه خدا نمود، خدا را به زندگی ما آورد و ما را در خداوند زنده، زنده کرد. این بزرگترین و اولین علت سپاسگزاری ماست اما علت بزرگ عشق ما نیست که اگر غیر از این هم بود ما عاشقان ایلیا بودیم همانطور که پیش از این و پس از این نیز بوده و خواهیم بود…

ایلیا را دوست داریم چون محبت او تجسم بسم الله الرحمن الرحیم است.

ما ایلیا را دوست داریم چون مهربان ترین و بخشنده ترین موجودی است که در طول این زندگی تجربه اش کرده ایم.

ما ایلیا را دوست داریم چون دوست داشتنی است. همین و بس.

ما ایلیا را به دلیل خود او دوست داریم و خودِ او بزرگترین دلیل عشق ما به اوست.

ایلیا را دوست داریم چون دوست داشتنی ترین است. مهربان ترین است. تجسم محبت حقیقی است و تجسم عشق الاهیست…

ایلیا را دوست داریم چون ایلیاست نه چون تواناست، نه چون داناست، نه چون ما را به خداوند پیوند داد، نه چون ذهن های ما را فعال و قلب های ما را احیاء کرد، ایلیا را دوست داریم چون مهربان و بخشنده است. او را دوست داریم چون ایلیاست. ایلیا را دوست داریم چون پادشاه عشق است.

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی               دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

 

منصورون – فرزندان ایلیا

آثار توقیف شده ایلیا «میم» رام الله

مارس 8, 2009

 مكتوباتي از سن 12 سالگي تا 33 سالگي

• مجموعه كتب تعاليم حق حاوي بخشي از سخنراني هاي عمومي ايليا «ميم»
• تفسير بسم الله الرحمن الرحيم
• مكتبهاي باطني و باطن مكتوبات
• تفكر متعالي و روش هاي تفكر خلاق (شامل آموزش روش هاي سي و شش گانه تفكر)
• فرمول هاي تفكري و نرم افزارهاي ذهني (شامل بيش از هفتصد فرمول ذهني براي اجراي امور مختلف)
• شيعه علي مانند علي است.
• هنر مبارزه متعالي
• دكترين حزب ا…
• نظريه هاي جهاني و معنويت مدرن
• الگوهاي بنيادي زندگي
• شهودهاي راستين و برداشتهاي ناراستين
• تفسير باطني آيات ظاهري
• تفسير آيات كليدي كتاب مقدس
• تفسير آيات مرجع قرآن كريم
• احياگري و القاء روح
• هنر رويابيني الاهيزم
• قضاوت باطني و عدالت حقيقي
• فراهنر روح زايي
• عمليات انرژي زايي و تئوري هاي عمليات
• شيوه كهن ارتباط با ارواح
• ازدواج هماهنگ و ناهماهنگ
• نورخواري و تغذيه نوراني
• نگاه خلاق، انديشه سازنده و كلام آفريننده
• محمد (ص)، دَم حاميم
• ناجيان جهان و حركت دهندگان
• تعليمات و پيام هاي معلم جهاني…
• بينش هاي بنيادي و انديشه هاي زندگي ساز
• دانش كهن نشانه شناسي (خواندن نشانه هاي جهان پيرامون)
• معناي صداهاي طبيعت و آوازهاي پرندگان
• آموزش مشاوره تحول زا
• روش هاي آينده پژوهي
• آينده جهان، تمدن ها و اديان
• مكاتبات (نامه ها، سوالات، پيام ها و توصيه هايي به رهبران جهان و دانشمندان و علماء)
• علم اسماء و كليدهاي نوراني
• طريقه صاد ميم (روش هاي صيد نورهاي و انرژي ها و مهار روحي)
• فرقه و ضد فرقه (با موضوع فرقه شناسي و تحليل و مهار فرقه ها)
• درمان هماهنگ و شفاي الهي
• علم موفقيت، روش هاي آسماني و زميني توفيق

نامه محرمانه استاد رام الله به مقام معظم رهبري

فوریه 19, 2009

نامه محرمانه استاد رام الله به مقام معظم رهبري
چهار ماه قبل از دستگيري مجدد توسط دایره مذاهب

‏ بسم الله الرحمن الرحیم

محضر محترم رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي

سلام عليكم. در شناسنامه ثبت احوال اسمم پيمان فتاحي است و مردم مرا به نام الياس يا ايليا رام الله مي شناسند. خودم هم به ‏همين نام خودم را مي شناسم. مرا نزديك به شش ماه در زندان 209 به دور از چشم زندانبانان تحت پيچيده ترين، مخوف ‏ترين و عجيب ترين شكنجه ها قرار دادند و براي نجات شاگردانم و همسرم و خانواده ام از مرگ و از حبس هاي سنگين، ‏در شديدترين شكنجه هاي شبانه روزي، پيوسته خواستند كه گذشتۀ خود را و هزاران كار و محصولات گذشته را انكار كنم، ‏و دربارۀ نياتم، مسائل مالي و اخلاقي چيزي را بگويم كه بازجويان مي خواستند. همزمان با خونريزي هاي شديد و بالا ‏آوردن خون كه بيش از پنج ماه طول كشيد و آنها اصرار داشتند كه آن را مخفي كنم، از طرف شما، از طرف حاكميت ‏اسلامي، از طرف ولي امر مسلمين به من گفتند كه بايد فيلمي ضبط كني و متن فيلم را بارها به من ديكته كردند و ماكت ‏آزمايشي مي خواستند كه اجرا نشد. گفتند بگو اين اشتباه بوده كه من مردم را به اسلام و قرآن دعوت كرده ام چون دين آنها ‏به كنترل من در مي آمده. گفتند براي روحانيت پيغام هايت را بده و اينطور و آنطور بگو. بارها تأكيد كردند كه اين فيلم چك ‏سفيد تو به نظام اسلامي و به حاكميت اسلامي است. حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي اين را از تو خواسته و اين قفلي ‏است كه كليد آن در دست ولي امر مسلمين است. و اين حرفها از همان زمان تا امروز ماههاست كه در بين مردم و در ‏سايتهاي اينترنتي مطرح مي شود. من بايد مي نوشتم كه شكايتي ندارم و رفتار آنها خوب بوده و در مكالمات تلفني با همسرم ‏يا با نگهبانان بايد چيزي را  مي گفتم و ضبط مي شد كه موافق برنامة آنها باشد. طبق جملات كليدي اي كه داده اند بايد در ‏برخورد با مسئولين ارشد حكومت اسلامي بگويم هدفم مقدس بوده و نياتم خوب بوده اما روشم اشتباه بوده و فكر مي كرده ام ‏كه هدف، وسيله را توجيه مي كند. بايد به دروغ به مردم بگويم دروغ گفته ام و انحراف داشته ام. اما در طول شش ماه ‏شكنجه و برخلاف دهها بار تأكيد بنده نتوانستند حتي يك دروغ، حتي يك دروغ يا خلاف قانون يا خلاف شرع از گذشتۀ بنده ‏بيرون بياورند و گفته اند بايد در سالهاي آينده خودم اين مسئله را كشف كنم. تحت شديدترين شكنجه ها بايد در سلول انفرادي ‏بر كتاب خودم نقد مي نوشتم و از كتاب دشمنانم بصورت مكتوب تجليل مي كردم. بازي با فيلم ها و عكس هاي خصوصي و ‏خانوادگي و توهين به همسر و نزديكانم از ابتدايي ترين شكنجه هاي رواني بود. صدها صفحه، روز و شب از من بازجويي ‏گرفتند و مي گفتند كه ما فقط چند جمله اي از اين چند صد صفحه را به بالاترها نشان مي دهيم كه مي خواهيم. به زور بايد ‏برگه هايي را امضا مي كردم كه نبايد متن آنها را مي ديدم و اگر امضاء نمي كردم شاگردانم و همسر و فرزندم طبق تجربه ‏در خطرات جدي و شديد قرار مي گرفتند. مي گفتند ما استادان صحنه سازي و مونتاژ هستيم و به اين افتخار مي كردند.‏
روزها و شبها تحت شكنجه بودم تا بگويم علم لدني ندارم، نعوذ بالله خدا، پيامبر و امام نيستم. در حالي كه ردّ اين توهمات را ‏بيش از بيست سال است كه به مردم گفته بودم. طبق درخواست آنها كه خود را در همۀ آن ماهها حكومت معرفي مي كردند، ‏من بايد به مردم بگويم شيطان هستم، شياد هستم، با قدرت شيطاني كارهاي خارق العاده مي كنم و ساحر و دیوانه هستم. از ‏من به نام اسلام و حكومت اسلامي خواستند سجده كنم و پاي بازجوياني كه خود را قطب الاقطاب مي خواندند، ببوسم. باید ‏می گفتم اخباری که درباره آينده، درباره جنگ سي و سه روزۀ حزب الله، زلزله بم و زلزله هاي ديگر، یازده سپتامبر و بقیه ‏وقایع را كه از ماهها و سالهای قبل به مردم گفته ام و در نشریات تفكر متعالي، حركت دهندگان، علوم باطني و ديگر ‏نشريات منتشر شده، شیطان به من گفته یا خارجی ها خبر داده اند.‏
من باید دربارۀ خصوصی ترین مسائل زندگی مردم مخصوصاً مسائل جنسی آنها جواب می دادم. دو اسم را گفتند و اصرار ‏داشتند که با آنها ارتباط نامشروع داشته ام. اما چند روز بعد گفتند آن دو اسم اصلاً وجود خارجی نداشته اند و تو به ما دروغ ‏گفته ای. در طول شش ماه بيش از بيست و پنج مرتبه گفتند كه ما قبول داريم كه تو دهها هزار نفر را از بي خدايي نجات ‏داده اي اما آنها را از دريا نجات داده اي و در بيابان رها كرده اي. گفتند مي دانيم نيات تو خدايي بوده اما وظيفۀ ما اين است ‏كه همه چيز را با بدبيني محض و طبق استعلام هايي كه قبلاَ داده ايم تفسير كنيم و تفاسير خود را به بالا منتقل نماييم. تو بايد ‏اعتراف كني كه مي خواستي در آينده بگويي مسيح هستي و همه چيز خود را مثل مسيح و لوتر شبيه سازي كرده اي. گفتند ‏بايد كيانوري و احسان طبري را الگوي خودت قرار دهي و توبه كني. گفتند توبه كن تا اتهام الحاد و بدعت از تو و همه ‏شاگردانت كنار برود. گفتم توبه از چه؟ گفتند مهم نيست از چه. بالاخره در زندگي ات هيچ گناهي نكرده اي؟ از هر چيزي. ‏فرقي نمي كند. گفتند بگو سوء‌ استفاده كرده ام و قصدم نفسانيات و شيادي بوده است. گفتم اگر يك سوء استفاده يا خطاي ‏قانوني نشان داديد، هزار برابر آن را مي پذيرم. گفتند بالاخره يك روزي خودت مي فهمي. يكي از بازجويان در روز تولد ‏امير مومنان علي (ع) آمد و ضمن حلال خواهي گفت مسئله اين است كه ما هيچ جرمي از تو نداريم اگر تو خودت يك ‏جرمي بگويي كه در گذشته مرتكب شده باشي، هر چه كه باشد، قسم جلاله خورد كه همه چيز حل مي شود. او گفت من ‏خودم مشكوك هستم كه چرا به ما گفته اند تو را نگه داريم و خودم در اين باره تحقيق كرده ام.‏
در همه جا و با همۀ روشهاي ممكن مرا تخريب و بي آبرو كردند و گفته اند اگر دفاع كني، يعني بر عليه حكومت اسلامي ‏بلند شده اي. من براي زنده ماندن همه دوستانم، براي جلوگيري از زندان همه آنها و براي زندگي كردن آنها طبق درخواستي ‏كه به قول آنها كل حكومت اسلامي از من دارد بايد: ‏
برعليه خودم و انديشه هايم به سرعت كتابي بنويسم و منتشر كنم. بگويم سخنراني ها و درس هاي اين پانزده بيست سال را ‏ديگران برايم تهيه كرده اند و دهها کتابم را خودم ننوشته ام. نبايد با شاگردانم ارتباط داشته باشم. بايد بگويم نيت من خدا و ‏كار خدا و خدمت به خدا نبوده بلكه نفسانيات بوده. بايد بگويم مسائل اخلاقي و مالي داشته ام در حالي كه آنها بارها به من ‏گفتند ما مطمئن هستيم كه تو مسئله اي نداشته اي اما بايد به بالاترها جواب قانع كننده بدهيم. من بايد بگويم همۀ فيلم هاي ‏مستندي كه از مردم ضبط شده، هزاران تجربه اي كه آنها داشته اند و هزاران رويايي كه ديده اند توهم بوده. مأموريتي كه ‏آنرا از جانب شما به من اعلام كرده اند بطور خلاصه اين است: ‏
حكومت اسلامي از تو مي خواهد كه كاري كني مردم درباره ات ترديد كنند و بدبين شوند. كاري كني كه شاگردانت انكارت ‏كنند. به هر گروه از مردم جملاتي را بگو كه ما نوشته ايم. ‏
بارها گفتند ما همۀ مسئولين را توجيه كرده ايم. كليد مغز مسئولين دست ماست و هر طور كه بچرخانيم مي چرخند. گفتند ما ‏شما (ال ياسين) را چیزی بدتر از بهائیت، مجاهدین خلق و توده ای ها معرفی کرده ایم. گفتند ما دربارۀ شما استعلام داده ایم ‏نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم.  ‏
شاهد من فقط خدا نيست بلكه دربارۀ گذشته، دهها هزار شاهد و هزاران محصول گواهي مي دهند و دربارۀ آنچه از جانب ‏حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي گفته شده، دهها نفر شهادت مي دهند كه به آنها هم همين چيزها گفته شده. در زندان، آنها ‏هم وقتي قانوني رفتار مي كردند شاهد مي آوردند، مكتوب مي كردند و ضبط مي كردند، اما در تنهايي و در جلسات ‏غيررسمي بود كه همۀ اين اتفاقات مي افتاد. براي فيلم هم چهار نفر شاهد آوردند اما همه اتفاقات در روزهاي قبل افتاده بود ‏و صحنه سازي آن روز كمتر از يك درصد ماجرا بود و بعد ديدم كه آنها همۀ آن فيلم را كه چيز فوق العاده اي هم در آن ‏نبود به بدترين و حقه بازانه ترين شكل ممكن مونتاژ و جعل كرده اند و از قطعات مختلف آن بدترين و دروغ ترين استفاده ‏هاي ممكن را كرده اند.‏
در آخرين ماه انفرادي از من حلال خواهي كردند و گفتند كه جرم خاصي نداري، فقط شاید چند ضربه شلاق بخوری تا ‏افکارت عوض شود. آنها خبر از بولتنی محرمانه و فيلمي مونتاژ شده دادند که اگر خودم هم آن را ببینم خودم را انکار می ‏کنم. اعلام کردند اموال تو به حکومت اسلامی تعلق دارد اما ما به تو هر مقدار كه بخواهي پول، زمين و قدرت حكومتي مي ‏دهيم به شرط آنكه كارها را تعطيل و گذشته ات را انكار كني. اينها از اكثر كارها و آنچه گذشته بي خبر هستند و چيزهايي ‏را هم كه مي دانند همان اندكي است كه بنده در اختيارشان قرار دادم. شناخت آنها نسبت به بنده و ال ياسين مثل شناخت هخا ‏نسبت به جمهوري اسلامي است. چند بار خواستند از ايران بروم و مرا به خودكشي و رفتن به بيمارستان رواني تشويق و ‏همچنین به موضع گیری خصمانه نسبت به حکومت اسلامی و واکنش های کور و هیجانی،‌ تحریک می کنند. گفتند تو را ‏براي مسئولين امنيتي و قضايي و در بيت، آنقدر بدنام كرده ايم كه اگر به آنجا نزديك هم بشوي تو را دستگير مي كنند. من نه ‏از بي آبرويي براي خدا مي ترسم، نه از حبس سنگين مي ترسم، نه از اعدام و نه از بدترين شكنجه ها وحشتي دارم زيرا ‏بدترين ها را تجربه كردم اما از شما مي خواهم همانطور كه سالها درخواست کردم، به دهها هزار نفر از جوانان مسلمان كه ‏عموماً هم غيرمذهبي اند كمك كنيد. اينها در حال رانده شدن از اسلام هستند، به آنها برچسب می زنند و هویت های واهی و ‏فرقه اي می دهند و مسئولين طور ديگري توجيه مي شوند. امروز بسياري از ال ياسين در وحشت فرو رفته اند چون به ‏زندان و اعدام تهديد شده اند. من خدايم را، ايمانم را، گذشته را، هزاران نشانه را، هزاران محصول را، نجات دهها هزار ‏انسان از بي خدايي را، و فيض و بركات شمارش ناپذير خدا را انكار نخواهم كرد حتي اگر در آتش سوزانده شوم يا آنطور ‏كه گفته اند، همه دوستان و خانواده ام را تيرباران كنند.‏
من از خودشكني و خودانكاري اگر به مصلحت اسلام باشد استقبال مي كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و ‏تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. عملکرد این ‏آقایان در این ماهها باعث شد همه چیز از ابعاد مختلف چند برابر شود که شرح و مستندات آن موجود است اما اصرار دارند ‏كه در اين باره حرفي نزنم. امروز اسلام دهها هزار نيروي جوان، متخصص، آزموده و اهل فكر و برنامه دارد اما ‏سالهاست كه دوستان نادان كمر به نابودي آن بسته اند و متاسفانه در كار خود توفيقاتي هم داشته اند. من در ميان مردم در ‏ايران و كشورهاي ديگر و در بيست سال گذشته بيش از هر چيز به آن شناخته شده ام كه كلماتم عين واقع اند و هرگز از ‏راستي و درستي خارج نشده ام اگر يك كلمه از اين نامه غيرواقع باشد من حاضر به انجام هر كاري و پذيرش هر اتهامي ‏هستم.  ‏

تسليم و خدمتگزار خداوند
الیاس رام الله (فتاحي) ‏

دستگیری مجدد (دی ماه 1387)

فوریه 17, 2009

بسم الله الرحمن الرحيم

 یک بار دیگر طی اقدامی غیرقانونی در تاریخ 25 دی ماه 1387،  استاد ايليا رام الله و چند تن از اعضای جمعیت دویست ‏هزار نفره ال یاسین  ً بدون حکم قضایی و باز هم بدون ارائه دلایل روشن و اتهامات قابل اثبات توسط دایره مذاهب دستگیر ‏شدند. ‏
پس از اولین دستگیری  و بعد از سپري شدن ماهها زندان انفرادي استاد ايليا رام الله- که به دلیل نبود مدارک کافی به ‏آزادی با قید وثیقه سه میلیارد ریالی منجر شد- و بعداز اِعمال حقه بازانه ترين و ناجوانمردانه ترين روش هاي تخريب ‏شخصيت و ترور رواني عليه وي، بعد از بكارگيري انواع روش هاي جعل، سندسازي و مونتاژ، بعد از بدترين و شديدترين ‏فحاشي ها و تحقيرها و توهين ها، دهها هزار تن از شاگردان و دوستداران در ترديد و بدبيني فرو رفتند و خود را در توطئه ‏اي پيچيده يافتند كه توسط دایره مذاهب وزارت اطلاعات طراحي و اجرا شده است. عمق اين فاجعه را مي توان به سادگي با ‏نگاهي به بیش از چهار هزار وبلاگ و سايت اينترنتي (كه بلافاصله بعد از وبلاگ اهانت آميز دایره مذاهب بوجود آمدند)، ‏به دهها كتابي كه در ارتباط با استاد نوشته شده، به تشكيل دهها مركز حمايتي در ايران، آمريكا، كانادا و اروپا، به شدت ‏گرفتن فعاليت شاگردان استاد در شبكه هاي ماهواره اي، به ضبط هزاران قطعه فيلم در حمايت از ايشان، و به چرخش نگاه ‏اكثريت شاگردان به غرب و آمريكا، دريافت. اما اقدام اخیر حاکی از آن است که همچنان دایره مذاهب در غفلت مسئولين ‏ارشد نظام اسلامي و با استفاده از روش توجيه سازي و جعل واقعيت، هزاران تيشه بر ريشه اسلام و نظام اسلامي زده و ‏می زند. ‏
بعد از اولین دستگیری و برخورد آشکار، از طرف استاد ايليا رام الله و نمایندگان جمعیت ال یاسین نامه های متعددی برای ‏رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای ارسال شد اما پس از ماهها پیگیری و انتظار اعضای جمعیت برای اجرای عدالت و پاسخ به ‏تظلم خواهی، شاهد تکرار این اقدام جنون آمیز و ظالمانه دایره مذاهب بودیم، لذا بر آن شدیم تا صدای عدالت خواهیمان را ‏رساتر به گوش جهانیان برسانیم. در همین راستا و به عنوان اولین گام یکی از نامه های محرمانه ای  که چهار ماه پیش از ‏دستگیری مجدد، از طرف استاد رام الله برای رهبری ارسال شد را منتشر می نماییم.

جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا
27/10/1387 ‏

اگر ایلیا رام الله زندان برود

فوریه 16, 2009

اگر ايليا زندان برود هر روزی که او در زندان است ما از هر طریق ممکن تلاش مي كنيم که بزرگی او را در جهان آشکار ‏کنیم. به ازای هر روزی که منافقین و معاویون او را در زندان اسیر کرده اند ما می توانیم مهلک ترین ضربات را به ‏منافقین وارد کنیم. ضربه های فیزیکی مردود است ولی ضربه های فکری و فرهنگی ماندگار است. ما بايد دشمنان او را ‏برای همیشه در جهان رسوا کنیم و کاری کنیم که قدرت جهانی آنها را در هم بکوبد. اگر ایلیا را به زندان بردند ما هم باید ‏همۀ جهان را، همۀ رسانه ها را، همۀ ملتها و همۀ فرهنگها را به زندانی برای کفتاران و خفاش صفتان منافق، مبدل کنیم. ‏باید با همۀ کسانی که با منافقین شرور اِبا (ادارۀ برخورد با اديان) دشمن هستند، دوستی کنیم. باید با دشمنان معاویون در هر ‏نقطه از ایران و جهان متحد شویم. به آنها نامه بنویسیم و از آنها کمک و راهنمایی بخواهیم. همۀ مردم و رهبران جهان را به ‏حمایت بطلبیم. از آنها برای رها شدن از اسارت ظالمان، برای پایان دادن به ظلم و بی عدالتی کمک بخواهیم. اگر ایلیا را به ‏زندان ببرند البته در ایران و در مرکز قدرت طالبان دایره مذاهب، نزد نامحرمان زالوصفت، بايد به تقیه دست زد. باطن ‏خود را که ایمان و وفاداری محض است، باطن خود را که عهد با خدا و روح خداست، باطن خود را که عشق و محبت است ‏و نفرتی بزرگ از نفاق و نامردی و دروغ، باطن خود را نبايد آشکار نمود. حتی اگر ضروری شود، دوستان ما در ايران، ‏باید مدتی یا گاه به گاه خود را پنهان کنند و همۀ ردّها را از بین ببرند تا امکان و شرایط دفاع و حمایت فراهم باشد.‏

نامه گروه حافظان ایلیا در حمایت از استاد ایلیا 

معلم بزرگ

فوریه 12, 2009

ایلیا رام اللَّه در میان پیروان خود و در نقاط مختلف دنیا به اسم‏های مختلفی شناخته شده است.اما عموم پیروان او را به نام ایلیا «میم» می شناسند و در سطح جامعه نیز او به همین نام شناخته می شود . محمد مسیح موسوی ، خالق فتاح ، پیمان فتاحی، ایلیا ساعی و محمد علی مهدوی از جمله اسامی او می باشد . القاب و نسبت های مختلفی از جانب طیف های مختلف به او داده شده .  ظاهر او شباهتی به افراد مذهبی ندارد و خود مؤکداً گفته است که مذهبی و متشرع نیست . وی در بارۀ دین و مذهب آموزش نمی دهد و به سوالات شرعی نیز پاسخ نمی گوید اما با این وجود اکثر تعلیمات او در راستای احیاء معنویت الهی و معرفت باطنی است . سواد مدرسه ای او اندک است . با این وجود بیش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمینۀ روش های علوم باطنی و نظریه های بنیادی و کاربردی از او در دست می باشد ، بیش از دویست اثر تحقیقاتی و مطالعاتی زیر نظر او برنامه ریزی شده است و متن سخنرانی های عمومی او به بیش از سی کتاب می رسد . او دانش خود را مربوط به مشاهدات ، تفکرات و دریافتهای شخصی خود می داند و مسائلی مانند علوم غیبی را تأیید نکرده است .

ایلیا بعد از گذر از دوران کودکی و نوجوانی و بعد از مدتی خاموشی و سکوت ، پس از تجربه یک اتفاق و برخورد که چیز واضحی هم از آن نگفته است، از وضعیت معمول زندگی خود خارج شده و نشانه‏ها و توانایی‏های عجیبی از او بروز کرده است. سن او کمتر از سی سال است اما به نظر می رسد که دانش و تجربۀ چند هزار سال را با خود دارد . ایلیا شخصیتی بسیار اسرارآمیز و ناشناخته دارد. شخصیتی اصطلاحاً هزار وجهی، صد پهلو و دارای ابعاد متعدد و حتی بظاهر متضاد. تضادهایی با جهت گیری واحد و همسوی با هم. می توان او را عصاره و برآیندی از اساتید بزرگ معنوی و معلمان بزرگ باطنی دانست. ایلیا بطرز چشمگیری ساده و معمولی است و ساده زندگی می‏کند.  به تناسب شرایط مخاطبان یا جهت‏گیری تعلیم، قالبهای گوناگون شخصیتی و اجتماعی را اتخاذ کرده است و با روش‏های مختلفی با افراد در ارتباط بوده است. گاهی قالبهای اجتماعی و ظاهری که او موقتاً برای خود اتخاذ کرده به قدری متضاد بوده است که بعضی از شاگردان نزدیک را هم به تردید و بدبینی وادار کرده است. در واکنش به مقبولیت سنجی ، او اصراری بر مورد قبول واقع شدن یا رد شدن از جانب دیگران ندارد و تجارب بسیاری وجود دارد که او خود را به صورتی منفی معرفی کرده است. به همین دلیل بعضی او را دارای گرایش به ملامتیون  می دانند.

ایلیا «میم» از سن نوجوانی تعلیمات خود را شروع کرده و عده کمی را تحت آموزش‏های غیرآشکار و غیرعمومی که دورۀ نجومی (روح‏زایی یا هنرهای ماورایی) نام دارد، قرار داده است. سالها بعد برای اولین بار در سال 1375 آموزش‏های علنی و عمومی او در سن 23 سالگی در تهران آغاز شد.اولین سخنرانی عمومی او در 23 سالگی در کتاب تعالیم حق (جریان هدایت الهی) گرد آوری شده است . سایر سخنرانی ها یا تعلیمات استاد (مشتمل بر بیش از سی جلد کتاب)  هرگز اجازۀ انتشار نیافت. او برای تعلیمات خود پولی دریافت نمی‏کند و قیمت آموزش را خود افراد می‏داند . 

به آموزش‏های ایلیا «میم»  تعالیم معنوی گفته می‏شود… 

بنیانگذار اصلی الاهیزم باطنی ماهاآواتار می باشد که ایشان نیز در نقاط مختلف دنیا به اسامی متعددی شناخته شده اند . ماهاآواتار در ایران با اسم استاد روح الله شناخته می شود . در بارۀ استاد روح الله فیلم های مستند مختلفی ساخته و کتب بسیاری نوشته شده است و گفته می شود که ایشان در رأس نظام جهانی معلمان باطنی قرار دارند . الاهیسم باطنی نیز توسط بعضی از دیگر معلمان باطنی در سطح جهان آموزش داده می شود . الاهیزم باطنی را می توان معادل علوم باطنی با جهت گیری خداگرا دانست و ارتباطی با هیچ یک از ادیان ، مذاهب یا فرقه ها ندارد …  

فن‏آوری‏های ذهنی و تکنولژی متافیزیکی (فنون باطنی ، ZX) بخش حساس این تعلیمات است که به طور غیرعمومی آموزش داده می‏شود. یکی از محوری‏ترین آموزش‏های ایلیا، آموزش روش‏های سی و شش گانه تفکری است که با عنوان XYZ شناخته می شود . روش‏هایی مانند تفکر خلاق، تفکر مفهوم‏یاب، دوراندیش، قرینه‏ای، فرااندیش، روش‏های تصمیم‏گیری، تصمیم‏سازی و تصمیم‏بینی.

 آموزش‏های عمومی ایلیا «میم» درباره حضور الهی، تجربه عشق الهی، احیاء روح، انقلاب درونی، نور زنده، هدایت الهی و زندگی متعالی می باشد . همچنین آموزش روش های تفکر و تحقیقات برای طیفهایی از مخاطبان عمومی بارها برگزار شده است . در مقاطعی و برای تعداد کمتری از شاگردان ، طی دوره های عمومی ، علاوه بر تعلیمات معنوی و معرفتی ، گاهی نیز مباحثی مانند علم موفقیت ، روشهای مشاوره ، ازدواج هماهنگ ، تغذیه نورانی ، کلام خلاق ، روش ها و سبک های مبارزۀ باطنی ، روشهای سخنرانی و نویسندگی و تحقیق ، نشانه شناسی در طبیعت ، روشهای درمان دینامیکی ، تفسیر و تحلیل متن و روشهای انسانشناسی مطرح شده اما عمدۀ سخنرانی های عمومی به مبحث معنویت الهی و معرفت باطنی اختصاص داشته است. 

ایلیا برای سواد ظاهری اهمیت زیادی قائل نشده است و برای مطالعه ، جریان زندگی ، زمین و آسمان ، نشانه ها و تغییرات را بعنوان بهترین کتاب توصیه می کند . هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات یکی از مهمترین توصیه های اوست که علت اصلی توفیق ها و پیروزی ها شمرده شده است . او بارها اشاره کرده است که « مسیح و مسح شدگان دیگر زنده اند و تعلیم می دهند » اما در بارۀ این مطلب توضیح بیشتری نداده است . 

 امروزه تعداد شاگردان و پیروان استاد ایلیا «میم» به دهها هزار تن می رسد با این وجود او تعداد شاگردان واقعی خود را اندک می داند .  او به افرادی که ندانسته در گمراهی گرفتار هستند، بی‏توجه نبوده است و افراد غیرمذهبی را طرد نکرده است. درواقع اکثریت پیروان او کسانی هستند که رابطه خوبی با دین و مذهب نداشته‏اند و غالباً از تحصیل‏کردگان و اهل علم هستند. بیشتر هواداران او را اشخاصی غیرمذهبی تشکیل می‏دهند که با وجود عدم رعایت دقیق احکام دینی برای معنویت و حقایق درونی اهمیت قائل‏اند. رابطه او با چنین اقشاری از جامعه عمیق بوده است. ولی ارتباط او با افراد متکبر، متعصب، بدبین و مدعی که اکثراً هم اهل بدبینی و انکار و بی‏حرمتی  هستند، بسیار سرد است و اغلب بدون توجه از کنار آنان می‏گذرد. در بین پیروان و شاگردان ایلیا از همه اقشار مردم دیده می‏شود. کودکان خردسال، پیران هشتاد ساله و نود ساله، جوان، ثروتمند، فقیر و حتی معدود اشخاصی که احتمال تأثیرپذیری آنها خیلی کم است مانند افرادی که قبل از این به فساد و اعتیاد مشغول بوده‏اند یا تا دیروز خود را استاد یا افرادی فوق العاده می‏نامیدند و شاگردانی داشتند . او اکثر حلقه‏های خود را کسانی می‏داند که در گمنامی و ناشناختگی زندگی می‏کنند . از بعضی از شاگردان ایلیا نیز توانایی های فوق العاده ای گزارش شده  است.

ایلیا با هر دسته از مردم با روش متناسبی ارتباط برقرار می‏کند و هماهنگ عمل کردن یکی از ویژگی‏های شاخص اوست. با شخص روشنفکر به یک روشنفکر تمام عیار مبدل می‏شود و با یک شخص عامی و ساده آن چنان ساده برخورد می‏کند که انگار خودش هم از همان جماعت است. در اینطور مواردی دو آتشه می‏شود یعنی از مخاطب خود خیلی شدیدتر می‏شود. او با اینکار، مخاطبان خود را به فرا رفتن از قالبی که در آن گرفتار شده‏اند فرا می‏خواند.

از جمله تأکیداتی که ایلیا عملاً و به دفعات به همراهان خود داشته است مسئولیت‏پذیری و کار را تمام و کامل انجام دادن، انکار محدودیت‏های دروغین، پرهیز از دروغ، تمرین مبارزه، حذف امور غیرضروری، کنترل نفس، آمادگی برای از خودگذشتگی کامل، حفظ اسرار، وفاداری محض، و هماهنگ با روح عمل کردن است . 

در دورۀ غیر عمومی تعالیم ( zx ، دورۀ نجومی یا روح زایی : فن آوری های متافیزیکی …) مباحثی مانند هنر رویا بینی خلاق ، ارتباط روحی ، جابجایی روحی ، صید انرژی (صاد میم ) ، تجربه های موازی و غیره از جمله خطوط تعلیمی محسوب می شود . 

این آموزش ها تنها برای معدودی از معرفت جویان برقرار است و به نظر می رسد که ورود به این دورۀ آموزشی طی سلسله آزمون هایی دقیق و تحت شرایطی خاص صورت گرفته و احتمالاً به همین دلیل ، تابحال عدۀ کمی از اشخاص موفق شده اند به آن راه پیدا کنند . او خود ورود به این دوره ها را برای همۀ شاگردان لازم ندانسته است و آنرا تنها برای معدودی از افراد توصیه کرده است . کارورزان باطنی پیش از ورود به این نوع از آموزش ها عهدی را می بندند که در آن به ناشناخته ماندن، حفظ اسرار ، عدم استفاده شخصی از آموخته ها و توانایی های کسب شده و اجرای وظیفۀ باطنی و رعایت بعضی از شرایط نامتعارف تأکید شده است .

آموزش های ایلیا «میم» ابعاد متعددی دارد بطوری که در زمینه های مختلف زندگی انسان قابل تعمیم است و از تفسیر آنها در شرایط مختلف می توان به راه حل های بدیع و فوق العاده ای دست یافت . آموزش های او دارای سه جنبۀ ذهنی ، قلبی و روحی است و تمامیت انسان را خطاب قرار می دهد . یگانگی با یکی ، روح یافتگی  ، بیداری باطنی ، انقلاب در روح ، نجات روح، نوریافتگی ، تجربه حضور الهی و عشق الهی ، برقراری ارتباط زنده و حضوری با خداوند ، بیانهای مختلفی است که او در اشاره کردن به هدف عنوان کرده است . جواب او به مسائل مختلف زندگی کامل و دقیق است . بعضی از افراد مطلع از مکتبهای باطنی ، عمق و کیفیت آموزش ها و حرکات او را در مقایسه با جریانهای مختلف معنوی و باطنی به مقایسه جویبار با رودخانه بزرگ یا برکه و دریا تشبیه کرده اند .

بیدار شدن از خواب و هوشیارانه زیستن یکی از جنبه های آموزش او می باشد که مورد تأکید قرار گرفته است . 

او به بعضی از شاگردان جملات کوتاهی را واگذار می‏کند که به هسته‏های تعلیمی مشهورند و آنها براساس این جملات کوتاه به نوشتن داستان یا شرح و تفسیر تعالیم باطنی می‏پردازند. وقتی این جملات باز شده‏اند نشان داده‏اند که معنی‏ها و ابعاد زیادی را در خود بصورت نهفته داشته‏اند. استفاده از تمثیل و داستان و استعاره ها یکی از روشهای خاص آموزش اوست . 

تمثیل ها و استعاره هایی که او در آموزش هایش بیان می کند دارای معانی عمیق و ابعاد گوناگونی است که می توانند اوضاع را به تصویر بکشند و راه حل ها را نشان دهند . او کلماتی کلیدی و خلاق را به بعضی از شاگردان خود برای حل مسائل و مشکلات داده است که کارساز بوده اند.

روش هایی که او برای اندیشیدن توصیه می کند گوناگون و استثنایی است و غالباً با آن چیزی که در روش های معمول هست تفاوتهای زیادی دارد . نگاه کردن از بالا به مسائل و مشاهدۀ موضوعات از زوایای سی و شش گانه یکی از روش های عملی اوست که تحت عنوان آموزۀ « نگاه 360 درجه » شناخته می شود . این آموزه بطور عملی نشان می دهد که چگونه می توانیم از همۀ زوایای ممکن به مسائل نگاه کنیم . 

ایلیا تغییرات و نشانه ها را به شکلی تفسیر می کند که انگار در حال خواندن متن یک کتاب است و به صداها طوری گوش می دهد که انگار معنی های پنهان در آنها را می شنود . در این زمینه دو کتاب نوشته شده که حاوی تجارب افراد از توانایی خارق العادۀ او در معنی کردن نشانه ها و تغییرات است . نگاهش به چیزها طوری است که به نظر می رسد متوجه درون چیزهاست . او به شدت هوشمند است و هوشیاری خارق العادۀ او به گونه ای است که انگار در یک لحظه در جاهای مختلف و در زمانهای مختلفی حضور دارد . هوشمندی عجیبی که در واکنش های او وجود دارد با گذشت زمان واضح تر می شود . گاهی رفتار او برای بینندگان نوعی دیوانگی ساختگی یا تجاهل به حساب می آید که این موضوع نیز روشی است برای سنجش و آزمون . از طرفی او به نحو اعجاب برانگیزی خلاق است . انگار همۀ حرفها و حرکاتش از اعماق یک مرکز خلاقیت می جوشد . طراحی بیش از دویست پروژۀ تحقیقاتی، طرح سی و هفت داستان تعلیمی ، ابداع دهها روش nx (روش های فعال سازی مغزی – ذهنی ) ، ابداع دهها فرمول تفکری بدیع و طرح انواع نظریات بنیادی ، بروزاتی از این خلاقیت عظیم است .   

دیدگاههای او در موضوعات معمول زندگی مانند ازدواج ، خانواده ، حکومت  ، شغل مناسب ، تغذیه ، دین و غیره تفاوت زیادی با دیدگاههای معمول دارد . وقتی نظرش را در بارۀ موضوع های مختلف می گوید یا ایده اش را در مورد خاصی مطرح می کند غالباً نظرات و نقشه های دیگر کم رنگ  می شوند .با این حال نظرات و مواضع اصلی اش را در بارۀ خیلی از چیزها واضح نمی گوید و آنها را اغلب بصورت سربسته می گوید .  

او خود را بعنوان معلم زندگی و تعلیم دهندۀ حقیقت معرفی کرده است و به « زندگی حقیقی و پرداختن به حقیقت زندگی و دوری از زندگی موهوم و دروغین » کراراً توصیه کرده است . در بارۀ بسیار از حرفهایی که در باره اش گفته شده است سکوت می کند یا پاسخ صریحی نمی دهد و کشف حقایق را به سوال کننده واگذار می کند. 

معنی این واگذاری ممکن است این باشد که تا چیزی را دروناً نیافته‏اید و متوجه نشده‏اید، قبول نکنید. از نظر او انسانها به گروه‏های مردگان، خفتگان، اوهام‏زدگان… و بیداران تقسیم می‏شوند که بیداران خودشان هفت دسته‏اند و تنها این هفت گروه به نجات و بزرگی رسیده‏اند و به تجربه زندگی حقیقی نائل شده‏اند.

ایلیا «میم» از اینکه در میان دوستداران خود به یک بت مبدل شود دائماً گریخته است و بعضی اوقات صرفاً به دلیل شکستن این بت ساخته شده در اذهان برخی از دوستداران، به اعمال ظاهراً شکننده‏ای دست زده است. او دائماً پیروی و وفاداری یاران خود را آزموده و آنان را اصطلاحاً غربال کرده است و از این رهگذر بعضی وقتها بجای جذب افراد آنان را دفع کرده است. به نظر می‏رسد، در موقعیت‏هایی خود را به عمد در معرض محکوم شدن قرار داده است و همراهان خود را به قضاوت شتابزده تحریک کرده است بلکه شاید او را محکوم کنند …

 اینکه انسان به حرف و ادعا و عنوان نیست و به شعور و اندیشه ها و نشانه هاست یکی از تأکیدات اوست . تفاوتی نمی کند که انسانی بگوید من آدم خوبی هستم یا بدی ، چون همۀ مردم جهان ادعاهای زیبا و مقبولی دارند، پس اگر کسی بگوید من راستگو هستم به همان اندازه مهم نیست که بگوید من دروغگو هستم چون این هردو ، ادعاست . چیزی که واقعیت این فرد را نشان می دهد ، محصولات اوست ، نشانه های اوست . اعمال و اندیشه های اوست ، جز این همۀ انسانها تمایل دارند که ادعا کنند و بگویند خوب و بسیار خوب هستند … 

او گاهی در برابر تحریکات مختلف با سکوت و بی‏واکنشی مواجه شده است و همین موضوع موجب تردید یا ابهام بعضی از اطرافیان وی شده است. در بعضی از گزارشاتی که در اینباره وجود دارد وقایع چندی مورد اشاره قرار گرفته که حاکی از همین مطلب است. مثلاً در خاطره‏ای نقل شده که او در برابر درخواست و اصرار بعضی از افراد که از او خواسته بودند تا عمل خارق العاده‏ای انجام دهد و حتی در ادامه، به تمسخر و توهین دست زده بودند، با بی‏تفاوتی و خاموشی برخورد کرده بود که همین موجب تردید بعضی از شاگردان شده بود یا اینکه در جایی مورد تهمتهایی شدید قرار گرفته که به آن جوابی نداده یا در نهایت به خنده کفایت کرده است. در مواردی به سؤالاتی که گاهاً خیلی ساده هم بوده‏اند، جوابی نداده است و از طرف سؤال‏کننده به ندانستن متهم شده است . در موارد متعددی او جملاتی را در محکومیت خود گفته است . البته اینها جملاتی چند پهلو بوده اند که می توان معنای محکومیت را نیز از آن استخراج کرد . اگر انسان هست چه نیازی به دفاع از خود دارد و اگر نیست چرا باید تلاش کند خود را اثبات نماید … 

ایلیا «میم» علاقه‏ای به آشکار شدن در بین جمع از خود نشان نداده است و شهرت و معروفیت را نوعی اسارت می‏داند و به آن پشت کرده است. با تقلید کورکورانه مخالف است و حتی تقلید (کورکورانه) از خود را برای یارانش مجاز ندانسته است. با مطلق‏گرایی شاگردانی که به بهانه همانندی با او به آن دست می‏زنند مخالف است و ایده‏آل افراد را در هر زمان، آن چیزی می‏داند که به تناسب شایستگی و آمادگی به آنها می‏رسد.

در مقابل نظریات تصدیقی و تأیید کننده ای که پیرامون ایلیا « میم » رام الله وجود دارد اظهارنظرهایی منفی هم به  چشم می خورد . اظهاراتی که از طرف منتقدان مختلف و غالباً با حالتی بدبینانه یا متعصبانه نسبت به او ابراز شده است . خلاصۀ بعضی از انتقادات مطرح شده این است که او فردی کافر ، مرتد و بدعت گذار است یا ساحر و جادوگر است . بعضی هم معتقدند که او شخصی دیوانه است و عده ای ابله و دیوانه را به دور خود جمع کرده است . منتقدانی که با انقلاب ایران ضدیت دارند او را آخرین تیر نظام اسلامی برای جذب مردم و جوانان به اسلام می دانند و جالب اینکه بعضی از طرفداران انقلاب او را عامل استکبار جهانی برای کوچ دادن جوانان به سمت  غرب دانسته اند . عصبیتها و تناقض های شدیدی که در بعضی از این انتقادات به چشم می خورد می تواند بیانگر واقعیت های ناگفته ای باشد که در دل انتقادات وجود دارد . 

چکیدۀ بعضی از نسبتها و انتقادات دیگر را می توان اینطور بیان کرد : روح مسیح ، شیطان ، ساحر و جادوگر ، روح خدا ، سای بابای سوم ، بنیادگرای مدرن ، پسر خدا ، معلم جهانی ، مروج خرافات و تحجرگرایی ، پسرخواندۀ آمریکا ، گاندی ثانی ، مفسد فی الارض ، کافر و ضد خدا ، معجزه گر، مدعی قرآن ، شیاد ، پسر شیطان، لیدر فرهنگی غرب درخاورمیانه، مدعی الوهیت و حلاج جدید. 

او بر ضرورت تحولی جهانی به صورت بدیهی اشاره کرده است و آنرا حتمی و نزدیک می‏داند و تأکید کرده است که باید خود را آماده و مهیا کنیم. 

طیفهایی از پیروان او بویژه نزدیکان و آشنایان قدیمی تر به تأکید شهادت می دهند که او دارای نیروهای خارق العاده  و قدرت عظیم روحی و شعور استثنایی است . آنان برای مدعای خود به صدها تجربه و مشاهده حضوری خود و دیگران استناد می کنند . آنها شدیداً به این موضوع اعتقاد دارند که کلام او دارای قدرت تغییر دهنده و بسیار اثرگذار است و اینکه کلمات او بسیار کارسازند  و چیزهایی که  می گوید واقع می شود . بعضی از گزارشها و تجربیات مذکور ، تاکنون در چندین کتاب و در نشریات مختلف  ، بیان شده است . چندین کتاب در بارۀ اعمال خارق العاده و توانایی های او نوشته شده است و فیلم های مستندی از شاهدان بسیارِ این وقایع تهیه شده است که البته بخش زیادی از این فیلم ها و کتابها در بارۀ استاد روح الله و اعمال او می باشد . 

او به تعدادی از پیروان خود عهدی را داده است که محتوای اصلی آن با این عبارت بیان می‏شود «الهی تسلیم و خدمتگزارم». این عهد با عبارتهای مشابهی نیز بیان شده است اما در همه شکل‏ها بر مفهوم تسلیم استوار است. اصل عبارت: الهی ای که با منی تسلیم و خدمتگزارم و روز و شب تو را می‏خوانم.